لرستان: سرزمين گنج‌هاي نهان

نگاهي به تاريخ خرم‌آباد و لرستان

چرا به محوطه‌ی اطراف قلعه‌‌ی فلک‌الافلاک خرم‌آباد 12 برجی می‌گویند ؟
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ اسفند ۱۳۸٥  

عمارت گلستان خرم‌آباد شامل محوطه‌ی اطراف قلعه‌ی فلک‌الافلاک (محوطه‌ی کنونی دانشگاه لرستان، باشگاه افسران ارتش و ناحیه مقاومت بسیج سپاه) به دستور محمدعلی میرزا دولتشاه فرزند ارشد فتح‌علی شاه و حاکم لرستان و کرمانشاه در دهه 1190شمسی احداث گردید.

درون این حصار که 12 برج در میان دیوار آن تعبیه گردید، خانه‌ی حکام، مسجد، حمام، اصطبل و آسیاب نیز ساخته شد. به مناسبت احداث این 12 برج که به منظور زیبائی و ایجاد پست‌های نگهبانی ایجاد شدند به این منطقه 12 برجی می‌گویند. البته هر یک از برج‌ها در هر ماه از سال، قرار گرفتن آفتاب در نیمروز را نیز نشان می‌داده است.

این حصار دو دروازه‌ی شمالی و جنوبی داشته است که دروازه‌ی جنوبی در دوره‌ی ناصرالدین ‌شاه به علت طغیان آب رودخانه خرم‌آباد در طول سالیان متمادی از بین رفت اما دروازه‌ی شمالی در محل کنونی درب ورودی دانشگاه لرستان و اداره میراث فرهنگی و جهانگردی لرستان، جنب اداره پست لرستان پابرجاست.

اندازه‌ی دور حصار در آن زمان تقریباً 1500 متر بوده است که با ورود نیروهای دولتی و به دستور نظامیان این حصار کم کم برچیده و تخریب گردید. البته گویا خرم‌آباد پیش از احداث حصار قلعه دارای حصار دیگری بوده است .

حزین لاهیجی نویسنده و شاعر ایرانی که در زمان فتنه‌ی افاغنه به سال ۱۱۰۲ شمسی از اصفهان به خرم‌آباد گریخته بود، در سفرنامه‌ی خویش آورده است: مردم شهر خرم‌آباد از ترس حمله‌ی سپاهیان عثمانی، وحشت‌زده شده و قصد ترک آن را داشتند که من با بزرگان شهر صحبت نموده و با کمک اهالی حصار و منافذ شهر و قلعه را محکم نموده و آن‌ها را به دفاع  ترغیب نمودم ...


کلمات کلیدی:
 
صدای خوش آقای مدیر !
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٥  

 این مطلب در شماره ۴ و ۵ فصل‌نامه متارخ، صفحه ٨۵ به چاپ رسیده است:

سال 136۳: دبستان ‌مراد داوودی واقع در خیابان شهدای شرقی خرم‌آباد ... بچه‌ها و نیمکت‌هایی که به یقین امروز خیلی‌هاشان در هم شکسته‌اند... مدرسه‌ای که امروز بانک رفاه شده! آیا هنوز علم برتر از ثروت است؟! نه! پول و ثروت، خاک‌های خاطره‌ی ما را بر باد داد و در آن مکان، جایگزین علم و دانش شد...

بر سینه‌ی سفید کاغذ سوار می‌شوم تا از عمو عیدی حسنوند سرایدار مدرسه در اولین سال تحصیل بنویسم. کسی که اولین سال استخدام من در آموزش و پرورش، مصادف با آخرین سال خدمت او شده بود و دست سرنوشت ما را همکار کرده بود.

آقای ناظم (رمضان پرورده) طبع شعر داشت و سرود زندگی برای ما می‌سرود. می‌‌خواهم از حیات کوچک و دیواره‌های ترک‌خورده‌ی دبستان بنویسم... از معلمان زحمتکش‌مان خانم‌ها پورویسه، حبیب‌پور، فردین، شیرازی و ...

اما می‌خواهم از آقای مدیر هم بنویسم... یادمان مردی که همیشه در مدرسه لبخند به لب داشت و من مدرسه را به روی خوش او شناختم. کسی که ابتدای جاده‌ی تحصیل من از مسیر مدیریت او عبور می‌کرد. مردم بیشتر از آن که او را به خاطر معلم بودنش بشناسند به آوای خوش و صدای دلنشینش می‌شناختند، ولی به روزگار خردسالی من، او همان آقای مدیر مهربان و خندان بود.

از « حشمت‌الله رشیدی » سخن می‌گویم. تصمیم گرفتم به رسم قدردانی، سپاس از حقی که در تعلیم و تربیت بر گردنم داشت و به بهانه‌ی هنرمندی مردمی بودن، از او یادی بنمایم که سال‌هاست پس از خاموشی آوایش، در رسانه‌ها و مطبوعات دیارم خاموش مانده است!

حشمت‌الله رشیدی فروردین 132۰ در خانواده‌ای علاقه‌مند به فرهنگ و هنر در خرم‌آباد به دنیا آمد. پدرش خدارحم(نوهال) رشیدی(١٣۶٧_١٣٠٠)، فرهنگی بود و حشمت نیز بعدها دنباله‌روی پدر گردید. دوران ابتدایی را به سال 13۲۷ در دبستان سعادت خرم‌آباد آغاز نمود و سپس در دبیرستان امیرکبیر تا اخذ مدرک دیپلم به تحصیلات خود ادامه داد.  

 

 

 

وی از سال 1343 با گروهی که برای شناساندن موسیقی لرستان تلاش می‌کردند همراه شد. مرداد 1344 برای اجرای چند ترانه‌ با لهجه‌ی شیرین لری، به رادیو ایران در تهران دعوت شد و با کمانچه‌نوازی استاد «حسین سالم»، چند ترانه‌ی لری از جمله « دایه دایه » را برای ایرانیان اجرا نمود. صدای رسا و خوش او زمانی که عاشقانه‌های عارفانه را سر می‌داد ، شنوندگان را در آن دوران به تحسین وا می‌داشت. چند ترانه به لری و لکی با کمانچه‌نوازی شادروان « علی‌رضا حسین‌خانی » اجرا نمود که در زمره‌ی بهترین کارهای وی قرار دارند.

جمعه پنجم شهریور 1344 دومین برنامه‌ی موسیقی خود را با ضبط و اجرای دو ترانه‌ی «دایه دایه» و «چشم به راه» در شبکه سراسری پشت سر نهاد که با استقبالی کم‌نظیر مواجه شد. نخستین اجرای ترانه‌ی «‌چشم به راه» با صدای او و با شعر «حمید ایزدپناه» اسطوره‌ی نامدار فرهنگی هنری لرستان است که مایه‌ی آهنگ این ترانه تلفیقی از دو بخش چگنی و بالاگریوه لرستان بوده و دارای مقامی در چهارگاه و با ضرب 4/2 است. همچنین اولین اجرای ترانه‌ی « بیا بشین » که دارای تکیه‌هایی همچون « آری- آی‌نازار » است که جزو بیت نیست و دارای آهنگ ماهور و ضرب 8/6 است از کارهای مرحوم رشیدی است.

رشیدی در دهه‌ی پایانی زندگی فقط برای دلش می‌خواند و در آموزش و پرورش به خدمت مشغول بود. سرانجام ٢٠ اسفند ۱۳۷۳ درگذشت و به سن 53 سالگی در آغوش خاک آرام گرفت. از او یک پسر به نام علی و  دختری با نام سوزان به یادگار مانده ا‌ست. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

صورت خاموش او در آخرین سال‌های حیات

دانلود ترانه « بمیرم سیت » با صدای رشیدی در اواخر دهه 40 


کلمات کلیدی: