لرستان: سرزمين گنج‌هاي نهان

نگاهي به تاريخ خرم‌آباد و لرستان

فراخوانی از خرم‌آبادی‌ها در سراسر دنیا
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ امرداد ۱۳۸٦  

 آدرس وبلاگ جدید من:  http://jaydari.blogfa.com

برای‌دیدن‌عکس‌های‌قدیمی‌به ‌آرشیو وبلاگ‌مراجعه‌کنید

***************************************

بیش از 2 سال است مشغول گردآوری اسناد، اطلاعات، شجره‌نامه‌ی خانوادگی و عکس‌های تیره‌های  قدیمی ساکن در خرم‌آباد هستم و از آن جا که بسیاری از آن‌ها از این شهر کوچ نموده‌اند و بازمانده‌ای اینجا ندارند، لذا از این طریق از کسانی که جزو خانواده‌های نام‌برده شده در ذیل می‌باشند تقاضا دارم برای تکمیل این اثر ماندگار همکاری نمایند. از شرایط مهم، حضور اجداد خانواده‌ی ذکر شده در خرم‌آباد از دوران قاجار می‌باشد. نام «برخی» تیره‌های مختلف که جزو این تحقیق هستند:


* سادات: قاسمی- محمدیان- طاهری- جزایری- شاهرخی- کشفی- سیف‌زاده- مرتضوی- میرآقائی- موسوی- رجائی و...   * چاغروند : معینی، شجاع، رحمتی، نایب‌زاده، حقیر، فیروزی...  * سلاحورزی: عقیلی- رجبی- سامانی- سلاحورزی- مصدق- خشنود- سلاطی- ورکوهی ... * حلواخور: اسدی- رمضانی- اویسی- رحیمی- افتخاری- مخملکوهی- صابر- ضیاء- پاکدل- قیابی و ... * والی‌زاده   * گرگ‌گیر: رسولی- - فرجی- شامحمدی- بهرامی- شامی * رستمیان  *چگنی: جباری- رسومی - پدرام- رضایی- ارجمندی * نوکرمرا:(تیموری- باقری- زرین قدم)طولابی- فیضیان- زمانی- فرهمند- سام‌نژاد- دباغ- سعیدی- طلایی- زریان- * ممصارم: شعیبی- رشید- زبردست، صارمی و ...  * فراش: ترابی- نایبی- شهوه‌ای- ستاری- تیموری- شکیب ... * رک‌رک: کاکی- رک‌رک- لهراسب- شفیع‌زاده- کاظمی، صالحی‌راد- سیفی ...  * دارائی: ناصریان- خرم‌آبادی- شفافی- الماسیان   * آشپز: اسدی- چابکی- پاکزاد- اشبران  * ایازی: ایازی- مقدسی   * بردبُر و حجاری *  کمالوند- فریدی  *  کاکاوند  * بوواسی: عباسی- باباعباسی- فردوسی- طالبی- خلیلی  * توسلی  * جابری: انصاری- محمدی  *‌ جایدری: آزادیان- اعتمادی- صالحیان- بهمنی- ادیب  * چنگائی: عادلی- زیودار  * ساکی: محروم- مظلوم- خاکی‌صدیق- ایزدپناه- طهماسبی ...  * ساربان: نصیری و شمسی  * شمشیر: حافظی و خورشیدی- رجایی * صفر: توکلی  * عتیقی   * عرب: عرب‌زاده- آ‌راسته- فرخجسته  * عیدی: رزازی- حیدرپناه  * قاضی  * کُرد: نیکبخت- ماهوتی- توکل- کردستانی- کاظمیان- جمالی- کدخدائی- امینی- همایونی- زیدی‌نژاد- وحدت و ...   * گله‌دار- یگانه  * لرستانی   * ماهی‌گیر: عرفانی- عقیله ...   * ریزه: غلامرضایی- چدنی- حسن‌پور- حدادی   * اصفهانی‌ها: جوادی - حیدری * شیرازی  * مَهَکی: ملکشاهی- عزیزی ...   * رشنو: خرمی- دولتیاری- احمدی- رشنو...   * نجم سهیلی: ملک‌محمد، صادقی، نظری و ...  * یاوری  * سگوند: چهارمیر- عسکری- میرزایی- مبارکی - اعتصامی- عبا - صیاد ...  * درافشان   * دزفولی: عصاره - صدیق- سلیم - سالم - مجیدی- برادران- شیرمحمدی- شباک - سقاء  * رومیانی: استغفاری- قمری - صوفی‌زاده- عزیزی ...  * کلیمی‌هایی که در خرم‌آباد ساکن بودند شامل خاندان: شماش، زرگریان، طبیب‌زاده، طبیبی، هارون‌زاده، جواهری، شوحط، حریریان، اسحاقی، یعقوب زاده، یعقوبیان، یوشع و ...

[ملاک و معیار انتخاب این لیست، برگرفته از کتاب تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان (جلد نخست) تألیف استاد حمید ایزدپناه، صفحات ۱۷۷ تا ۱۸۵ می‌باشد]

لیست تکمیلی شامل حدود 175 خاندان بجز آن‌هایی که نامشان در فهرست فوق می‌باشد بوده و  عده‌ی زیادی در این تحقیق گنجانده شده‌اند که ممکن است نام خانوادگی ایشان در این فهرست موجود نباشد. بسته به همت بازماندگان، خانواده‌هایی که اطلاعات ایشان سریع‌تر تکمیل شود، برای جلد اول کتاب انتخاب می‌شوند.

برای نمونه به سادات تفرشی می‌پردازم: جد اعلای این سادات به نام میرزا سیدرضا تفرشی(1277-1210) سال 1249 در دوران حکومت عمادالدوله حاکم غرب، وارد خرم‌آباد گردید. چون خط خوبی داشت پس از چندی مورد توجه حشمت‌الدوله حکمران خرم‌آباد و لرستان قرار گرفت و به عنوان منشی و سررشته‌دار مشغول به کار شد. در سال 1۲57 کاروانسرای میرزا سیدرضا را در جنوب غربی میدان بزرگ(پشت بازار) بنا نهاد. وی پیشکار و وزیر ایالتین لرستان بود در  دستگاه حکامی چون مسعودمیرزا ظل‌السلطان و محسن میرزا مظفرالملک به خدمت پرداخت.

میرزا سیدرضا 4 همسر اختیار نمود که از  آن‌ها 4 پسر و یک دختر داشت و تنها دخترش به نام علویه آغابی بی همسر نظرعلی خان امیراشرف از خوانین به نام کوهدشت و طرهان بود. چهار پسرش نیز به نام‌های سیدتقی میرآقائی(1298-1230)، سیدعزیز ستوده(1310-1232)، سید حسین رفیعی معروف به سعید نظام (1303-1250) و سید احمد وزیری(1339-1259) نام داشتند که اکثراً در کسوت نظامی بوده و در قره‌سوران(ژاندارمری) دوره‌ی قاجار دارای مناصب مختلف بودند. میرزا سیدرضا در تاریخ ۱۰ اسفند 1277 در بروجرد درگذشت.(قسمت‌هایی از آن چه بود که راجع به معرفی یکی از این خانواده‌ها آمده است. این قسمت برای مثال به صورت خلاصه آورده شد. تصاویر چهره‌‌ی بزرگان خانواده‌های مورد تحقیق و اسناد قدیمی نیز در کتاب به چاپ حواهد رسید)

کسانی که قادر به همکاری در این زمینه هستند یا جزو یکی از خانواده‌ها می‌باشند، لطفاً اطلاعات و عکس‌ها بزرگان این خانواده‌ها را از طریق ایمیل‌ reza.jaydari@gmail.com تا پایان سال ١٣٨٨ ارسال نمایند.


کلمات کلیدی:
 
تاریخچه‌ای از ورزش در لرستان
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ خرداد ۱۳۸٦  

توضیح: (علاقمندان و محققین می‌توانند تاریخچه‌ی ورزش در ایران و لرستان همراه با تصاویری جالب در این زمینه، نام رؤسای تربیت‌بدنی ایران و لرستان از آغاز تا کنون و ... را در شماره‌ی ۲۱ و ۲۲ نشریه‌ی پژوهشی‌فرهنگی یافته‌نو متعلق به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان مطالعه نمایند.)

 

ورزش در لرستان با ورود نظامیان لشکر غرب در اوایل دوره حکومت رضاخان بصورت رسمی رایج شد. پیش از آن - در دوره قاجار - کلیه‌ی فعالیت‌های نوجوانان و جوانان به بازی‌های سازمان نیافته‌ی محلی محدود می‌شد که بیشتر در چهارچوب سرگرم شدن انجام می‌شد. کشتی پهلوانی و باستانی اولین ورزشی بود که در لرستان انجام می‌پذیرفت. ورزش‌های نوین را نظامیان در محدوده‌ی زمانی بین سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۵ وارد لرستان نمودند.

در سال‌های 13۲۱ تا 1325 نظامیان لشکر پنجم ارتش و بخصوص نظامیان خارجی(بیشتر انگلیسی‌ها و هندی‌ها) در محیط خارج از پادگان و کمپ‌ها به ورزش‌هایی نظیر فوتبال، دو و میدانی، کشتی، تنیس روی میز، وزنه برداری می‌پرداختند. از ۱۳۲۵ به بعد بسکتبال، والیبال و دوچرخه سواری نیز به رشته‌های یادشده اضافه شد. مردم لرستان نیز در ابتدا با تماشای فعالیت نظامیان و سپس با حضور  فرهنگیان غیربومی در مدارس، جذب ورزش گردیدند. البته در آغاز از قوانین کلی خبری نبود! مثلاً زمین فوتبال خط کشی نداشت و فقط تخلف هند به عنوان خطا اعلام می‌شد یا در بازی بسکتبال، فقط پرتاب کردن توپ به داخل حلقه کل بازی را تشکیل می‌داد و از دریبلینگ و خط کشی و... خبری نبود. جالب این که محل بازی بسکتبال، زمین‌های چمن یا خاکی بود!

بروجرد به این دلیل که از سایر شهرهای استان به تهران نزدیک‌تر بود در ورزش پیشرفت سریعتری داشت. اولین رئیس تربیت بدنی و تفریحات سالم استان - آقای عبدالحسین فطرس -  اهل بروجرد بود و اشخاصی نظیر دکترعطااله رازانی، علی یزدانفر، مرحوم غلامرضا کاروان و سهرابی اولین خادمان ورزش بروجرد و لرستان محسوب می شوند که سال‌ها در خرم آباد و دورود و سایر نقاط استان مشغول فعالیت در این زمینه بودند.

در ورزش بانوان، تا دهه‌ی 40 چندان فعالیتی صورت نمی‌پذیرفت. از این تاریخ حضور مربیان ورزش در مدارس دخترانه، باعث پیشرفت سریع ورزش‌هایی نظیر والیبال، دو و میدانی، تنیس روی میز و بسکتبال در بین جامعه‌ی بانوان لرستانی گردید.  حضور  دختران لرستانی در رقابت‌های قهرمانی آموزشگاه‌های کشور سال ۱۳۴۶ در تبریز، با درخشش آن‌ها در رقابت‌های دو و میدانی همراه بود.

 محمدرضا جایدری


کلمات کلیدی:
 
چرا به محوطه‌ی اطراف قلعه‌‌ی فلک‌الافلاک خرم‌آباد 12 برجی می‌گویند ؟
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ اسفند ۱۳۸٥  

عمارت گلستان خرم‌آباد شامل محوطه‌ی اطراف قلعه‌ی فلک‌الافلاک (محوطه‌ی کنونی دانشگاه لرستان، باشگاه افسران ارتش و ناحیه مقاومت بسیج سپاه) به دستور محمدعلی میرزا دولتشاه فرزند ارشد فتح‌علی شاه و حاکم لرستان و کرمانشاه در دهه 1190شمسی احداث گردید.

درون این حصار که 12 برج در میان دیوار آن تعبیه گردید، خانه‌ی حکام، مسجد، حمام، اصطبل و آسیاب نیز ساخته شد. به مناسبت احداث این 12 برج که به منظور زیبائی و ایجاد پست‌های نگهبانی ایجاد شدند به این منطقه 12 برجی می‌گویند. البته هر یک از برج‌ها در هر ماه از سال، قرار گرفتن آفتاب در نیمروز را نیز نشان می‌داده است.

این حصار دو دروازه‌ی شمالی و جنوبی داشته است که دروازه‌ی جنوبی در دوره‌ی ناصرالدین ‌شاه به علت طغیان آب رودخانه خرم‌آباد در طول سالیان متمادی از بین رفت اما دروازه‌ی شمالی در محل کنونی درب ورودی دانشگاه لرستان و اداره میراث فرهنگی و جهانگردی لرستان، جنب اداره پست لرستان پابرجاست.

اندازه‌ی دور حصار در آن زمان تقریباً 1500 متر بوده است که با ورود نیروهای دولتی و به دستور نظامیان این حصار کم کم برچیده و تخریب گردید. البته گویا خرم‌آباد پیش از احداث حصار قلعه دارای حصار دیگری بوده است .

حزین لاهیجی نویسنده و شاعر ایرانی که در زمان فتنه‌ی افاغنه به سال ۱۱۰۲ شمسی از اصفهان به خرم‌آباد گریخته بود، در سفرنامه‌ی خویش آورده است: مردم شهر خرم‌آباد از ترس حمله‌ی سپاهیان عثمانی، وحشت‌زده شده و قصد ترک آن را داشتند که من با بزرگان شهر صحبت نموده و با کمک اهالی حصار و منافذ شهر و قلعه را محکم نموده و آن‌ها را به دفاع  ترغیب نمودم ...


کلمات کلیدی:
 
صدای خوش آقای مدیر !
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٥  

 این مطلب در شماره ۴ و ۵ فصل‌نامه متارخ، صفحه ٨۵ به چاپ رسیده است:

سال 136۳: دبستان ‌مراد داوودی واقع در خیابان شهدای شرقی خرم‌آباد ... بچه‌ها و نیمکت‌هایی که به یقین امروز خیلی‌هاشان در هم شکسته‌اند... مدرسه‌ای که امروز بانک رفاه شده! آیا هنوز علم برتر از ثروت است؟! نه! پول و ثروت، خاک‌های خاطره‌ی ما را بر باد داد و در آن مکان، جایگزین علم و دانش شد...

بر سینه‌ی سفید کاغذ سوار می‌شوم تا از عمو عیدی حسنوند سرایدار مدرسه در اولین سال تحصیل بنویسم. کسی که اولین سال استخدام من در آموزش و پرورش، مصادف با آخرین سال خدمت او شده بود و دست سرنوشت ما را همکار کرده بود.

آقای ناظم (رمضان پرورده) طبع شعر داشت و سرود زندگی برای ما می‌سرود. می‌‌خواهم از حیات کوچک و دیواره‌های ترک‌خورده‌ی دبستان بنویسم... از معلمان زحمتکش‌مان خانم‌ها پورویسه، حبیب‌پور، فردین، شیرازی و ...

اما می‌خواهم از آقای مدیر هم بنویسم... یادمان مردی که همیشه در مدرسه لبخند به لب داشت و من مدرسه را به روی خوش او شناختم. کسی که ابتدای جاده‌ی تحصیل من از مسیر مدیریت او عبور می‌کرد. مردم بیشتر از آن که او را به خاطر معلم بودنش بشناسند به آوای خوش و صدای دلنشینش می‌شناختند، ولی به روزگار خردسالی من، او همان آقای مدیر مهربان و خندان بود.

از « حشمت‌الله رشیدی » سخن می‌گویم. تصمیم گرفتم به رسم قدردانی، سپاس از حقی که در تعلیم و تربیت بر گردنم داشت و به بهانه‌ی هنرمندی مردمی بودن، از او یادی بنمایم که سال‌هاست پس از خاموشی آوایش، در رسانه‌ها و مطبوعات دیارم خاموش مانده است!

حشمت‌الله رشیدی فروردین 132۰ در خانواده‌ای علاقه‌مند به فرهنگ و هنر در خرم‌آباد به دنیا آمد. پدرش خدارحم(نوهال) رشیدی(١٣۶٧_١٣٠٠)، فرهنگی بود و حشمت نیز بعدها دنباله‌روی پدر گردید. دوران ابتدایی را به سال 13۲۷ در دبستان سعادت خرم‌آباد آغاز نمود و سپس در دبیرستان امیرکبیر تا اخذ مدرک دیپلم به تحصیلات خود ادامه داد.  

 

 

 

وی از سال 1343 با گروهی که برای شناساندن موسیقی لرستان تلاش می‌کردند همراه شد. مرداد 1344 برای اجرای چند ترانه‌ با لهجه‌ی شیرین لری، به رادیو ایران در تهران دعوت شد و با کمانچه‌نوازی استاد «حسین سالم»، چند ترانه‌ی لری از جمله « دایه دایه » را برای ایرانیان اجرا نمود. صدای رسا و خوش او زمانی که عاشقانه‌های عارفانه را سر می‌داد ، شنوندگان را در آن دوران به تحسین وا می‌داشت. چند ترانه به لری و لکی با کمانچه‌نوازی شادروان « علی‌رضا حسین‌خانی » اجرا نمود که در زمره‌ی بهترین کارهای وی قرار دارند.

جمعه پنجم شهریور 1344 دومین برنامه‌ی موسیقی خود را با ضبط و اجرای دو ترانه‌ی «دایه دایه» و «چشم به راه» در شبکه سراسری پشت سر نهاد که با استقبالی کم‌نظیر مواجه شد. نخستین اجرای ترانه‌ی «‌چشم به راه» با صدای او و با شعر «حمید ایزدپناه» اسطوره‌ی نامدار فرهنگی هنری لرستان است که مایه‌ی آهنگ این ترانه تلفیقی از دو بخش چگنی و بالاگریوه لرستان بوده و دارای مقامی در چهارگاه و با ضرب 4/2 است. همچنین اولین اجرای ترانه‌ی « بیا بشین » که دارای تکیه‌هایی همچون « آری- آی‌نازار » است که جزو بیت نیست و دارای آهنگ ماهور و ضرب 8/6 است از کارهای مرحوم رشیدی است.

رشیدی در دهه‌ی پایانی زندگی فقط برای دلش می‌خواند و در آموزش و پرورش به خدمت مشغول بود. سرانجام ٢٠ اسفند ۱۳۷۳ درگذشت و به سن 53 سالگی در آغوش خاک آرام گرفت. از او یک پسر به نام علی و  دختری با نام سوزان به یادگار مانده ا‌ست. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

صورت خاموش او در آخرین سال‌های حیات

دانلود ترانه « بمیرم سیت » با صدای رشیدی در اواخر دهه 40 


کلمات کلیدی: