لرستان: سرزمین گنج‌های نهان

نگاهی به ادبیات و تاریخ خرم‌آباد و لرستان

آخرین اخبار و تحلیل‌ها در مورد لرستان
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢  

 

آخرین اخبار و تحلیل‌ها در مورد لرستان

 

http://yaftenews.ir

 

 


کلمات کلیدی:
 
فراخوانی از خرم‌آبادی‌ها در سراسر دنیا
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ امرداد ۱۳۸٦  

 آدرس وبلاگ جدید من:  http://jaydari.blogfa.com

 

برای ‌دیدن ‌عکس‌های ‌قدیمی ‌به ‌آرشیو وبلاگ‌ مراجعه ‌کنید


***************************************


از سال 1384 مشغول گردآوری اسناد، اطلاعات، شجره‌نامه‌ی خانوادگی و عکس‌های تیره‌های قدیمی ساکن در خرم‌آباد هستم و از آن جا که بسیاری از آن‌ها از این شهر کوچ نموده‌اند و بازمانده‌ای اینجا ندارند، لذا از این طریق از کسانی که جزو خانواده‌های نام‌برده شده در ذیل می‌باشند خواهشمندم از هر طریق ممکن برای تکمیل این اثر ماندگار همکاری نمایند.

از شرایط مهم، حضور اجداد خانواده‌ی ذکر شده در خرم‌آباد از دوران قاجار می‌باشد. نام تیره‌های مختلف که جزو این تحقیق هستند:


* سادات: قاسمی- محمدیان- طاهری- جزایری- شاهرخی- کشفی- سیف‌زاده- مرتضوی- میرآقائی- موسوی- رجائی و...  

* چاغروند : معینی، شجاع، رحمتی، نایب‌زاده، حقیر، فیروزی ... 

* سلاحورزی: عقیلی- رجبی- سامانی- سلاحورزی- مصدق- خشنود- سلاطی- ورکوهی- فکور ...

* حلواخور: اسدی- رمضانی- رحیمی- افتخاری- مخملکوهی- صابر- قیابی- پاکدل و ...

* اویسی، ضیاء 

* والی‌زاده  

* گرگ‌گیر: رسولی- - فرجی- شامحمدی- بهرامی- شامی  

* رستمیان 

*چگنی: جباری- رضایی- ارجمندی 

* نوکرمرا:(تیموری- باقری- زرین‌قدم) طولابی- فیضیان- زمانی- فرهمند- سام‌نژاد- دباغ- سعیدی- طلایی- زریان...

*ممصارم: صارمی، زبردست، صارمیان، رشید، شعیبی و ... 

* فراش: ترابی- نایبی- شهوه‌ای- ستاری- تیموری- شکیب ... 

* رک‌رک: کاکی- رک‌رک- لهراسب- شفیع‌زاده- کاظمی، صالحی‌راد- سیفی ...  

* دارائی: ناصریان- خرم‌آبادی- شفافی- الماسیان  

* آشپز: اسدی- چابکی- پاکزاد- اشبران 

* ایازی: ایازی- مقدسی  

* بردبُر و حجاریان

*  کمالوند: فریدی، قربانی، جعفری، کمالوندیان، قاسمی، بیگ‌زادی... 

*  کاکاوند  

* بوواسی: عباسی، عباسیان- باباعباسی- فردوسی-  خلیلی

* توسلی 

* جابری: انصاری- محمدی 

*‌ جایدری: آزادیان- اعتمادی- صالحیان- بهمنی- ادیب، زمردی 

* چنگائی: عادلی- زیودار 

* ساکی: محروم- مظلوم- خاکی‌صدیق- ایزدپناه- طهماسبی ... 

* ساربان: نصیری و شمسی 

* شمشیر: حافظی و خورشیدی- رجایی

* صفر: توکلی 

* عتیقی  

* عرب: عرب‌زاده- آ‌راسته- فرخجسته 

* عیدی: رزازی- حیدرپناه 

* قاضی 

* کُرد: نیکبخت- ماهوتی- توکل- کردستانی- کاظمیان- جمالی- کدخدائی- امینی- همایونی- زیدی‌نژاد- وحدت و ...

* گله‌دار- یگانه، عزیزی، فرج‌پور، دانیالی، حسامی، جهانشاهی، خاکی، علی‌پناه... 

* لرستانی 

* ماهی‌گیر: عرفانی- عقیله ...  

* ریزه: غلامرضایی- چدنی- حسن‌پور- حدادی  

* اصفهانی‌ها: جوادی - حیدری * شیرازی 

* مَهَکی: ملکشاهی- عزیزی ...  

* رشنو: خرمی- دولتیاری- احمدی- رشنو...  

* نجم سهیلی: ملک‌محمدی، صادقی، نظری، نوروزی ... 

* یاوری  

* سگوند: چهارمیر- عسکری- میرزایی- مبارکی - اعتصامی- عبا - صیاد ... 

* درافشان  

* دزفولی: عصاره - صدیق- سلیم - سالم- مجیدی- برادران- شیرمحمدی- شباک- سقاء 

* رومیانی: استغفاری- قمری- صوفی‌زاده- عزیزی- فریدونی ...

 

[ملاک انتخاب این لیست، کتاب تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان (جلد نخست) تألیف حمید ایزدپناه، صفحات 177 تا 185 می‌باشد]

لیست تکمیلی شامل حدود 175 خاندان بجز آن‌هایی که نامشان در فهرست فوق می‌باشد بوده و  عده‌ی زیادی در این تحقیق گنجانده شده‌اند که ممکن است نام خانوادگی ایشان در این فهرست موجود نباشد. بسته به همت بازماندگان، خانواده‌هایی که اطلاعات ایشان سریع‌تر تکمیل شود، برای جلد اول کتاب انتخاب می‌شوند.

برای نمونه به سادات تفرشی می‌پردازم: جد اعلای این سادات به نام میرزا سیدرضا تفرشی(1277-1210) سال 1249 در دستگاه عمادالدوله حاکم غرب، وارد خرم‌آباد گردید.

سال 1257 کاروانسرای میرزا سیدرضا را در جنوب غربی میدان بزرگ(پشت بازار) بنا نهاد. وی به عنوان پیشکار و سررشته‌دار در دستگاه حاکمین لرستان آغاز به کار نمود تا مقام حکومت بروجرد، دزفول و مدتی هم وزارت آن‌ها رسید. و در رکاب کسانی همچون مسعودمیرزا ظل‌السلطان و محسن میرزا مظفرالملک به خدمت پرداخت.

میرزا سیدرضا 4 همسر اختیار نمود که از  آن‌ها 4 پسر و یک دختر داشت و تنها دخترش به نام علویه آغابی بی همسر نظرعلی خان امیراشرف از خوانین به نام کوهدشت و طرهان بود. چهار پسرش نیز به نام‌های سید تقی میرآقائی(1298-1250)، سید عزیز ستوده(1310-1232)، سید حسین رفیعی معروف به سعید نظام(1303-1250) و سیداحمد وزیری (1339-1259) نام داشتند که در کسوت نظامی و در قراسوران(ژاندارمری) دوره‌ی قاجار دارای مناصب مختلف بودند.

میرزا سیدرضا در تاریخ 10 اسفند 1277 در بروجرد درگذشت.

قسمت‌هایی از آن چه بود که راجع به معرفی یکی از این خانواده‌ها آمده است.

این قسمت برای مثال به صورت خلاصه آورده شد. تصاویر چهره‌‌ی این افراد نیز در کتاب الصاق خواهد شد

از کسانی که قادر به همکاری در این زمینه هستند، جزو یکی از خانواده‌ها می‌باشند و یا اطلاعاتی از هر یک از افراد این خانواده‌ها دارند، تقاضا دارم از طریق ایمیل‌  reza.jaydari@gmail.com  اطلاعات را تا پایان سال 1396 ارسال نمایند.

******************************************** 

در صورت مثبت و مفید بودن این تجربه، پس از آن، اقدام به گردآوری و چاپ مجموعه‌ای تحت عنوان تبارشناسی مشاهیر لرستان(دینی، ادبی، سیاسی، اجتماعی، ورزشی) خواهم نمود.


کلمات کلیدی:
 
تاریخچه‌ای از ورزش در لرستان
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ خرداد ۱۳۸٦  

توضیح: (علاقه‌مندان و محققین می‌توانند تاریخچه‌ی ورزش در ایران و لرستان همراه با تصاویری جالب در این زمینه، نام رؤسای تربیت‌بدنی ایران و لرستان از آغاز تا کنون را در شماره‌ی ۲۱ و ۲۲ نشریه‌ی پژوهشی‌فرهنگی یافته‌نو متعلق به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان مطالعه نمایند.)

 

ورزش در لرستان با ورود نظامیان لشکر غرب در اوایل دوره حکومت رضاخان بصورت رسمی رایج شد. پیش از آن - در دوره قاجار - کلیه‌ی فعالیت‌های نوجوانان و جوانان به بازی‌های سازمان نیافته‌ی محلی محدود می‌شد که بیشتر در چهارچوب سرگرم شدن انجام می‌شد. 

کشتی پهلوانی و  ورزش باستانی و زورخانه‌ای اولین ورزشی بود که در لرستان انجام می‌پذیرفت.

ورزش‌های نوین را نظامیان در محدوده‌ی زمانی بین سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۵ وارد لرستان نمودند.

در سال‌های 1321 تا 1325 نظامیان لشکر پنجم ارتش و بخصوص نظامیان خارجی(بیشتر انگلیسی‌ها و هندی‌ها) در محیط خارج از پادگان و کمپ‌ها به ورزش‌هایی نظیر فوتبال، دو و میدانی، کشتی، تنیس روی میز، وزنه برداری می‌پرداختند. از ۱۳۲۵ به بعد بسکتبال، والیبال و دوچرخه‌سواری نیز به رشته‌های یادشده اضافه شد.

مردم لرستان نیز در ابتدا با تماشای فعالیت نظامیان و سپس با حضور  فرهنگیان غیربومی در مدارس، جذب ورزش گردیدند. البته در آغاز از قوانین کلی خبری نبود! مثلاً زمین فوتبال خط‌کشی نداشت و فقط تخلف هند به عنوان خطا اعلام می‌شد یا در بازی بسکتبال، فقط پرتاب کردن توپ به داخل حلقه کل بازی را تشکیل می‌داد و از دریبلینگ و خط کشی و ... خبری نبود. جالب این که محل بازی بسکتبال، زمین‌های چمن یا خاکی بود!

بروجرد به این دلیل که از سایر شهرهای استان به تهران نزدیک‌تر بود در ورزش پیشرفت سریع‌تری داشت. اولین رئیس تربیت‌بدنی و تفریحات سالم لرستان  عبدالحسین فطرس اهل بروجرد بود.

 اشخاصی نظیر دکترعطااله رازانی، علی یزدانفر، مرحوم غلامرضا کاروان و سهرابی اولین خادمان ورزش بروجرد و لرستان محسوب می‌شوند که سال‌ها در خرم‌آباد، دورود و سایر نقاط استان مشغول فعالیت در این زمینه بودند.

در ورزش بانوان، تا دهه‌ی 40 چندان فعالیتی صورت نمی‌پذیرفت. از این تاریخ حضور مربیان ورزش در مدارس دخترانه، باعث پیشرفت سریع ورزش‌هایی نظیر والیبال، دو و میدانی، تنیس روی میز و بسکتبال در بین جامعه‌ی بانوان لرستانی گردید.  حضور  دختران لرستانی در رقابت‌های قهرمانی آموزشگاه‌های کشور سال ۱۳۴۶ در تبریز، با درخشش آن‌ها در رقابت‌های دو و میدانی همراه بود.

 


کلمات کلیدی:
 
چرا به محوطه‌ی اطراف قلعه‌‌ی فلک‌الافلاک خرم‌آباد 12 برجی می‌گویند ؟
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ اسفند ۱۳۸٥  

12 برجی خرم‌آباد شامل محوطه‌ی اطراف قلعه‌ی فلک‌الافلاک (محوطه‌ی کنونی دانشگاه لرستان، باشگاه افسران ارتش و ناحیه مقاومت بسیج سپاه) به دستور محمدعلی میرزا دولتشاه(حاکم لرستان و کرمانشاه) فرزند ارشد فتح‌علی شاه در دهه 1190 شمسی احداث گردید.

همچنین از همین تاریخ به خاطر برج کوچکی که روی یکی از برج‌های بزرگ قلعه احداث شد، به آن فلک‌الافلاک(آسمان نهم) گفتند. نام‌های دیگر آن دژ شاپورخواست، دژ بز و سلاسل نیز بوده است.(تصویر زیر)

درون  حصار اطراف قلعه که 6 برج در میان دیوارهای آن تعبیه گردید، خانه‌ی حکام، مسجد، حمام، اصطبل و آسیاب نیز ساخته شد. به مناسبت احداث این 6 برج که به منظور زیبائی و ایجاد پست‌های نگهبانی ایجاد شدند و با 6 برج قلعه 12 برج می‌شدند به این منطقه 12 برجی می‌گویند. البته هر یک از برج‌های پایینی در هر ماه از سال، قرار گرفتن آفتاب در نیمروز را نیز نشان می‌داده است.

 حصار اطراف قلعه دو دروازه‌ی شمالی و جنوبی داشته است که دروازه‌ی جنوبی در دوره‌ی ناصرالدین ‌شاه به علت طغیان آب رودخانه خرم‌آباد در طول سالیان متمادی از بین رفت اما دروازه‌ی شمالی در محل کنونی درب ورودی دانشگاه لرستان و اداره میراث فرهنگی و جهانگردی لرستان، جنب اداره پست لرستان پابرجاست.

اندازه‌ی دور حصار در آن زمان تقریباً 1500 متر بوده است. با ورود نیروهای نظامی رضاخان در سال 1302 به خرم‌آباد و به دستور نظامیان این حصار کم‌کم در دهه 1330 برچیده و تخریب گردید.

گویا خرم‌آباد پیش از احداث حصار پایین قلعه دارای حصار دیگری بوده است . حزین لاهیجی نویسنده و شاعر ایرانی که در زمان فتنه‌ی افاغنه به سال ۱۱۰۲ شمسی از اصفهان به خرم‌آباد گریخته بود، در سفرنامه‌ی خویش آورده است: مردم شهر خرم‌آباد از ترس حمله‌ی سپاهیان عثمانی، وحشت‌زده شده و قصد ترک آن را داشتند که من با بزرگان شهر صحبت نموده و با کمک اهالی حصار و منافذ شهر و قلعه را محکم نموده و آن‌ها را به دفاع ترغیب کردم ...

 

تصویری از قلعه فلک‌الافلاک و حصار آن موسوم به ۱۲ برجی (نمای جنوب‌ غربی) 
تاریخ عکس:  ۱۰ خرداد ۱۲۷۰ هجری خورشیدی
عکس از: گروه ‌تحقیقاتی اعزامی از فرانسه به سرپرستی ژان‌ماری ‌ژاک دمورگان


کلمات کلیدی:
 
صدای خوش آقای مدیر !
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٥  

تقدیم به : استاد اسحاق عیدی به پاس نیکی‌هایش

 

 این مطلب در شماره ۴ و ۵ (زمستان 1387 و بهار 1388) فصل‌نامه متارخ، صفحه ٨۵ منتشر شده است:

سال 1363: دبستان ‌مراد داوودی واقع در خیابان شهدای شرقی خرم‌آباد ... بچه‌ها و نیمکت‌هایی که به یقین امروز خیلی‌هاشان در هم شکسته‌اند! مدرسه‌ای که امروز تبدیل به بانک رفاه شده است...
آیا هنوز علم برتر از ثروت است؟! نه، گمان نکنم دیگر چنین باشد! پول و ثروت، خاک‌های خاطره‌ی ما را در آن مکان به بر باد داد و در آن مکان، جایگزین علم و دانش شد...
بر سینه‌ی سپید کاغذ سوار می‌شوم تا از "عمو عیدی" سرایدار مدرسه در اولین سال تحصیلم بنویسم.
 
کسی که بعدها، سال اول استخدام من در آموزش و پرورش، با آخرین سال خدمت او مصادف شد و دست تقدیر ما را در مدرسه‌ای واقع در حاشیه شهر همکار کرد.
آقای ناظم (رمضان پرورده)، طبع شعر داشت و سرود زندگی را برای ما می‌سرود. حیاط کوچک و دیواره‌های ترک‌خورده‌ی دبستان قدیمی‌مان جلوه‌ای خاص به زندگی‌ام می‌بخشد. یاد معلم‌های زحمتکش ‌‌ما خانم‌ها: "پورویسه، حبیب‌پور، فردین و شیرازی" با همان فضای قدیمی، هنوز در ذهنم باقی مانده و اکنون در گذر سال‌ها، با وجود نشستن گرد و غباری پیری روی صورت‌شان، هنوز آن‌ها را به حالت جوانی‌شان که آن را به پای ما ریختند متصور می‌شوم!
اما می‌خواهم از آقای مدیر هم بنویسم. یادمان مردی که همیشه لبخند به لب داشت و من عشق را به روی خوش او شناختم در روزگاری که ابتدای جاده‌ی تحصیل من از مسیر مدیریت او عبور می‌کرد.
مردم بیش‌تر از آن‌که او را به خاطر معلم بودنش بشناسند به آوای خوش و صدای دلنشینش می‌شناختند، ولی به روزگار خردسالی من، او همان آقای مدیر مهربان و خندان بود.
از "‌حشمت‌الله رشیدی‌" سخن می‌گویم. تصمیم گرفتم به رسم قدردانی و سپاس از حقی که در تعلیم و تربیت بر گردنم دارد و به بهانه‌ی هنرمندی مردمی بودن، از او یادی نمایم چرا که سال‌هاست پس از خاموشی آوایش، در رسانه‌ها و مطبوعات دیارم خاموش مانده است.
حشمت‌ رشیدی فرزند "خدارحم(نوهال)" فرزند "بَردی" فرزند "قهرمان" فرزند "رشید" از تیره‌ی مُمصارم‌های خرم‌آباد، 19 فروردین 1320 در خانواده‌ای علاقه‌مند به فرهنگ و هنر در خرم‌آباد به دنیا آمد. پدرش خدارحم رشیدی(١٣٧۴-١٣٠٠)، فرهنگی بود و حشمت نیز بعدها دنباله‌روی پدر گردید. دوران ابتدایی را مهرماه 1327 در دبستان سعادت خرم‌آباد آغاز نمود و سپس در دبیرستان امیرکبیر تا اخذ مدرک دیپلم به تحصیلات خود ادامه داد. 
سال 1341 به خدمت سربازی رفت و سال 1343 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. (قبل از خدمت نیز دو سال سابقه حق‌التدریس داشت)

وی از سال 1343 با گروهی که برای شناساندن موسیقی لرستان تلاش می‌کردند همراه شد. مرداد 1344 برای اجرای چند ترانه ‌با لهجه‌ی شیرین لری، به رادیو ایران در تهران دعوت شد و با کمانچه‌نوازی زنده‌یاد "حسین سالم"، چند ترانه‌ی لری از جمله "‌دایه‌دایه" را برای ایرانیان اجرا نمود. صدای رسا و خوش او زمانی که عاشقانه‌های عارفانه را سر می‌داد، شنوندگان را در آن دوران به تحسین وا می‌داشت. چند ترانه به لری و لکی با کمانچه‌نوازی شادروان "علی‌رضا حسین‌خانی" اجرا نمود که در زمره‌ی بهترین کارهای وی قرار دارند. (تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان، جلد اول، حمید ایزدپناه، صص 354 و 355)
جمعه پنجم شهریور 1344 دومین برنامه‌ی موسیقی خود را با ضبط و اجرا و ترانه‌ی "دایه‌‌دایه"(مادر مادر) و "چَش وِ رَه"(چشم به راه) در شبکه سراسری پشت سر نهاد که با استقبالی کم‌نظیر مواجه شد. نخستین اجرای ترانه‌ی "‌چشم‌ به‌راه" با صدای او و با شعر "حمید ایزدپناه" اسطوره‌ی نامدار فرهنگی و هنری لرستان است که مایه‌ی آهنگ این ترانه تلفیقی از دو بخش چگنی و بالاگریوه لرستان بوده و دارای مقامی در چهارگاه و با ضرب 4/2 است. همچنین اولین اجرای ترانه‌ی "بیا بشین"(بیا بنشین) که دارای تکیه‌هایی همچون "آری- آی‌نازار" است که جزو بیت نیست و دارای آهنگ ماهور و ضرب 8/6 است از کارهای مرحوم رشیدی است.
رشیدی دهه‌ی پایانی زندگی فقط برای دلش می‌خواند. در آموزش و پرورش به خدمت مشغول بود و در تهران ساکن شد. سال 1371 از آموزش و پرورش بازنشست شد.
وی سرانجام ٢٠ اسفند ۱۳۷۳ درگذشت و به سن 53 سالگی در آغوش خاک آرام گرفت. از او یک پسر به نام علی و دختری با نام سوزان به یادگار مانده ا‌ست.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

 

صورت خاموش او در آخرین سال‌های حیات

 

دانلود ترانه « بمیرم سیت » با صدای رشیدی در اواخر دهه 40 


کلمات کلیدی:
 
مرکز استان شدن خرم‌آباد
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٥  

سال 1340 تصمیم بر این شد که شهری را به عنوان مرکز فرمانداری کل لرستان انتخاب نمایند.

به همین منظور اختلاف  زیادی میان نمایندگان و بزرگان خرم‌آباد و بروجرد در گرفت.

 

 تلاش‌های فخر طباطبائی نماینده‌ی وقت مردم بروجرد در مجلس  ره به جایی نبرد و  سرانجام خرم‌آباد به عنوان مرکز استان لرستان انتخاب گردید.

 


کلمات کلیدی:
 
آثار باستانی خرم‌آباد (غار پاسنگر)
ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٥  

غار پاسنگر خرم‌آباد در نزدیکی محله‌ی پشت بازار قرار دارد. با توجه به ساختار و قرائن آن می‌توان ادعا کرد این غار و مناطق اطراف کوه پشت بازار(سفیدکوه)، حدود 30 هزار سال قبل تا کنون از محل‌های مورد سکونت بشر بوده  است.

 به جرأت می‌توان گفت که این منطقه هنوز به طور کامل کاووش و بررسی نشده است و به مانند غار کلماکره که حدود 20 سال قبل در حدود پل‌دختر کشف شد، چه بسا بتوان دفینه‌ها و یافته‌های باستانی در این‌جا پیدا نمود. 

 

 

 اطلاع‌رسانی نامناسب مسوولین میراث فرهنگی و کمبود بودجه لطمه‌ی جبران‌ناپذیری بر پیکره‌ی گردشگری لرستان وارد آورده  و علی‌رغم چاپ چند پوستر، بروشر و سی‌دی از اماکن تاریخی لرستان، متأسفانه هنوز شاهد مظلوم ماندن آثار باستانی مانند پل شکسته و گرداب سنگی این دیار با قدمت بیش از هزار سال هستیم!

روز تاسوعا چند تبعه خارجی را در شمشیرآباد خرم‌آباد دیدیم که از دور قلعه را تماشا می‌کردند و اظهار تأسف می‌نمودند که به علت تعطیلی نمی‌توان از آثار باستانی این شهر دیدن کنند. اما نمی‌دانستند به جز قلعه فلک‌الافلاک، سایر آثار این دیار نظیر پل شاپوری، مناره سلجوقی، سنگ نوشته، گرداب سنگی و ... بدون صاحب و نگهبان هستند و می‌توانند از این آثار که به قول لری خودمان "وه ای ول بونسه" رها هستند بازدید کنند!

آنها با تعجب گفتند که در اصفهان برای دیدن یک سنگ نوشته دوره صفوی، کلی پول پرداخته‌اند.

متاسفانه آثار تاریخی خرم‌آباد که قدمت‌شان چند صد سال بیش از آثار باستانی اصفهان، شیراز و برخی نقاط کرمان است همین‌طور بدون نگهبان و محافظ هستند!

 دهه ٧٠ مسوولین شهر سنگ‌نوشته را به خاطر عریض نمودن جاده بریده و 14 متر در جهت شرق جابه‌جا کردند و نتوانستند چند صاحب ملک را راضی نموده و یا میدانی در اطراف آن ایجاد نمایند!

چه بسا از سنگ‌های طاق پل شکسته(پل شاپوری) به جای مصالح ساختمانی استفاده کنند! جدیداً منازل مسکونی جدیدالاحداث تا حدود 50 متری این پل، پیشرفت داشته‌اند!


کلمات کلیدی:
 
عاشورا در خرم‌آباد
ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ بهمن ۱۳۸٥  

السلام علیک یا ابا عبدالله‌

حسین آموخت که: مرگِ سیاه، سرنوشتِ شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن می‌دهند تا زنده بمانند. چه، کسانی که گستاخی آن را ندارند که شهادت را انتخاب ‌کنند، مرگ آن‌ها را انتخاب خواهد کرد! (دکتر علی شریعتی)

سنت عزاداری در لرستان، همچون برخی مناطق دیگر کشورمان منحصر و خاص است و هر ساله بسیاری از لرستانی‌ها برای برپایی این مراسم هر کجای کشور که باشند خودشان را به وطن می‌رسانند تا در آن شرکت جویند.

 

دو تصویر از سنت  کهن عزاداری مردم خرم‌آباد در سوگ سالار شهیدان:

مردم خرم‌آباد، روز عاشورا پس از شنیدن اذان صبح بیدار شده و در حوض‌هایی که از روز قبل درست کرده‌اند و درون آن خاک رس الک‌شده را با آب داغ و گلاب مخلوط نموده‌اند، بدن خود را به نشانه‌ی سوگ و ماتم، گِلی می‌کنند و در کنار آتش خود را خشک نموده، سپس به سینه‌زنی در دسته‌های بزرگ می‌پردازند

عکس‌ها: امیر علی‌پناهی


کلمات کلیدی:
 
قدم‌خیر شیر زنی از لرستان
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳۸٥  

این مطلب در شماره ٣۵٩ روزنامه سرمایه مورخ ٧ دی ١٣٨۵  منتشر شده است:

قدم‌خِیر و قمرتاج نام‌هایی هستند که همواره بر لبان مردم لرستان جاریست اما امروزه کسی چیزی بیشتر از این در مورد آن‌ها نمی‌داند! وقتی تقاضای یوسف علیخانی(وبلاگ تادانه) را خواندم، تصمیم گرفتم تا اطلاعاتی در این مورد گردآوری نمایم.

به جرأت می‌توان گفت که هیچ کدام از اقوام ایران به اندازه‌ی مردم لرستان به تاریخ، گذشته و موسیقی دیارشان علاقه ندارند. شاید دلیل آن، جلوه‌های متمدن زندگی باشد که در این دوران، آنها را احاطه کرده!

برخی لرها با گوش سپردن به نواها و تصنیف‌های قدیمی چون مُرشدخان، قدم‌خیر و دایه‌دایه، به دنبال گم‌شده‌ای هستند که ناخودآگاه آن‌ها را به خویش می‌خواند و گهگاه در این بین، در مقام شک و تردید به آن‌ها صورتی تخیلی می‌بخشند ...

 

 

با این مقدمه به سراغ این سؤال می‌روم که «قدم‌خیر کیست؟»

 

 

قدم‌خیر نام شیرزنی از طایفه قلاوند یکی از شاخه‌های مهم ایل دریکوند در منطقه‌ی بالاگریوه‌ی استان لرستان است (در بخش الوار گرمسیری ساکن در جنوب و جنوب غربی لرستان) . یکی از مردان این ایل به نام « بزرگ » که در حدود 120 سال پیش زندگی می‌کرد. از میان فرزندان بزرگ ، « قنی » (قندی) قلاوند پس از بلوغ فردی لایق و شجاع گردید و به دلیل کرم و بخشش و مهمان‌نوازی مشهور گردید. قنی فرزندان زیادی داشت و از میان پسران وی باباخان و عباس‌‌خان و از بین دختران قدم‌خیر و گوطلا به دلیل دلاوری و شجاعت و شرکت در جنگ‌ها از سایرین مشهورتر بودند. قدم‌خیر دختری دلاور، زیبا و رشید بود که در جنگ‌های قبیله‌ای پشتیبان مردان قبیله‌ی خویش بود و گهگاه که ایشان به محاصره در‌می‌آمدند ، این قدم‌خیر بود که بدون ترس از آتش تفنگ و گلوله‌ی دشمن به سنگرنشینان قبیله‌ی خود ، خوراک و مهمات می‌رسانید و گاهی رفتار شجاعانه‌ی او موجب می‌شد که ویژگی‌های زن بودن را فراموش کند

در آغاز دوره‌ی پهلوی زمانی که تازه نیروهای نظامی و لشکر غرب ارتش وارد لرستان شده بودند ، میان آن‌ها و برادران قدم‌خیر مبارزات و جنگ‌های خونین درگرفت و لرها مانع ورود قوای نظامی به قلمرو خود شدند و با وجود رشادت‌های قدم‌خیر و افراد ایلش ، سرانجام با کشته‌شدن عباس‌خان ، ایشان تسلیم نیروهای دولتی شدند (این وقایع در حدود سال‌های 1307 تا 1310 شمسی اتفاق افتاد) قدم‌خیر یکبار با پسرعموی پدرش ازدواج کرد که حاصل‌ آن پسری بود به نام محمدخان که تا چندی پیش در قید حیات بود و قدم‌خیر در اثر اندوه ناشی از درگذشت برادرانش (عباس‌خان و باباخان) چندی بعد در اواخر دوران حکومت رضاخان درگذشت که مقبره‌ی وی در نزدیکی شهر دزفول قرار دارد. در رسای رشادت‌های وی ترانه‌های حماسی زیادی در لرستان ساخته شده که هنوز بر لب مردم این دیار جاریست بی‌آنکه اکثراً بدانند بر قدم‌خیر و تبارش چه‌ها گذشت

معمرین لرستانی سازنده‌ی آهنگ معروف قدم‌خیر را فردی به نام « مراوک » (مرادبک) می‌دانند که در حقیقت وی خالق اساطیری قدم‌خیر است. جان سیسیل ادموندز که در سال‌های 1915 تا 1917 میلادی مطابق با 1294 تا 1296 شمسی مأمور سیاسی انگلستان در ایران بوده ، در سفرنامه‌ی خود به هنگام عبور از لرستان اشاره‌ای دارد به داستان قدم‌خیر و ترانه و اشعار ساخته شده در رسای او که در آن به اسم مراوک نیز به صراحت اشاره شده است. این کتاب به وسیله‌ی دکتر سکندر امان‌الهی بهاروند و خانم لیلی بختیار به فارسی نیز ترجمه شده است. در مسافرت سال 1917 میلادی آقای ای بی سان به میان طوایف دریکوند نیز بیت‌هایی از اشعار قدم‌خیر آمده است و قدم‌خیر در کنار علی میردریکوند (گونگادین) از مفاخر و نام‌آوران اساطیری این ایل و استان لرستان می‌باشند که نسل امروز لرستان با ایشان تا حدودی بیگانه‌اند...

قسمت‌هایی از این اثر حماسی با ترجمه‌:

 

قدم‌خیر دوهار میا مِیلیش وِ جنگه/ هفت‌تیری دوپیچ ساووَش پُر دِ شَنگه

قدم‌خیر در حالی که مصمم به جنگ است می‌آید. در همان حال هفت‌تیری پر از فشنگ در لابه‌لای سربندش وجود دارد 

قدم‌خیر دو هار میا ، مِیلِش وِ قیه/ تِفنگچی دِ مِیدونش خوشی نِئیه

قدم‌خیر از آن پائین می‌آید و میل به جنگیدن دارد. حریفش در میدان نبرد روی خوش ندیده

کولاییِ سیتْ بَوَنِم دِ بلگِ پینهچَشیاکَت دِ نازِکی ، اَفتو نِئینه

از برگ‌های پونه سایه‌بانی برایت خواهم‌ساخت تا اشعه‌آفتاب به ظرافت چشم‌هایت‌آسیبی‌نرساند

قدم‌خیر قدم ‌زِنه وِ سرِ حوض/   عاشقِ مراوکَ سِترَه سوز

قدم‌خیر در کنار حوض قدم می زند. او عاشق مرادبک است که قبای سبز به تن دارد 

قدم‌خیر قدم زِنه وِ دیوِ هونَه/   عاشقِ کُرِ جِهالْ‌ جَکسون وِ شونه

قدم‌خیر در‌چادر پذیرایی قدم می‌زند. او عاشق پسرجوانی است که تفنگ‌جکسون بر شانه دارد 

* منابع : 

1- مشاهیر لر، ایرج کاظمی، ۱۳۷۷ افلاک

2- تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان، حمید ایزدپناه

 

رضا جایدری ، آبان 1385 خرم‌آباد

 تصویر فوق به قدم‌خیر نسبت داده می‌شود و بین محققین لرستانی در این زمینه اختلاف نظر هست که آیا این واقعاً تصویر قدم‌خیر است یا نه!


کلمات کلیدی: